تاریخچه راگا تهران بخش دوم

به نوشته طبری سال 22 هجری سپاه عرب به فرماندهی  نعیم بن مقرن  به راگا حمله برد و سردار  یزیدبن قیس الاحبی  والی راگا که اکنون از آن به عنوان ری نام برده می شود بود که به دستور  معاویه بن ابی سفیان  از کار بر کنار و پس از او زیادبن ابیه  تا سال 51 هجری قمری در این مکان حکومت کرد و فرزند او عبیدالله بن زیاد مقدمات فاجعه کربلا را به وجود آورد و سپس وعده حکومت راگا به عمر سعد  و شمر بن ذی الجوشن  داده بود .

در سال (95-75 هجری قمری ) حجاج بن یوسف ثقفی والی راگا شد ، پس از قیام  ابومسلم خراسانی (سیاه –جامگان ) و بر انداختن حکومت بنی امیه ، ابو مسلم رو به راگا آورد و راگا را مقر فرماندهی خود قرار داد .

ایالت مرزی قلمرو خلفا در این ناحیه مدتها همان منطقه قدیمی مادها که در آن زمان جبال ( کوهستان ) نامیده می شد ، بود . ناحیه کوهستانی پهناوری که یونانیان آن را " مدیا " (MEDIA) می گفتند و از باختر به جلگه های بین النهرین و از خاور به کویر بزرگ ایران محدود می گشت نزد جغرافی نویسان عرب به نام ایلت  جبال  معروف بود . این نام بعد ها متروک شده و در قرن ششم هجری قمری در زمان سلجوقیان به غلط آن را عراق عجم نامیدند تا به عراق عرب که مقصود از آن بخش سفلای بین النهرین است ، اشتباه نگردد.

چهار شهر بزرگ کرمانشاه ( قرمیسن) ، همدان (حکمتانه )، راگا و اصفهان از زمان قدیم بزرگترین شهر های نواحی چهارگانه ایالت جبال بود . شهر راگا که در گوشه شمال شرقی ایالت جبال واقع است و نویسندگان عرب معمولا آن را به صورت " الری" می نویسند ، در واقع همان است که یونانیان آن را " راکس " (RAGES) می گفتند ، ظاهرا این شهر در قرن چهارم از بزرگترین مراکز چهارگانه ایالت جبال بوده است .  ابن حوقل  وسعت شهر را یک فرسخ و نیم در یک فرسخ و نیم ذکر کرده و بناهای آن را اغلب از گل و گاهی از کچ و سنگ نوشته است . در زمان خلفای عباسی نام رسمی و دولتی راگا ،  محمدیه  بود . از این جهت که  محمد  که همان  مهدی  خلیفه عباسی است ، در زمان خلافت پدرش " منصور " در راگا اقامت گزید و بیشتر آن شهر را تجدید عمارت نمود و پسرش " هارون الرشید " نیز در آنجا متولد گردید . شهر محمدیه مهمترین ضرابخانه آن ایالت بود و نام آن بر روی بسیاری از سکه های دوره خلفای عباسی دیده می شود . در قرن چهارم هم  ابن حوقل  و هم  مقدسی  گفته اند که اکثر شهر ویران و تجارت آن به حومه های شهر قدیم انتقال یافته است . در زمان قدیم مهمترین نواحی راگا از حیث حاصلخیزی عبارت بود از روستای  (الروده ) و نیز  پشافویه یا فشافویه که هنوز به نام دیزه  نام دو دهکده بزرگ بود که به مساحت یک روز راه تا راگا قرار داشتند و آنها را  دیزه  ورامین تهران می گفتند .

درسال 617  مغولان  ری هنان راگا را گرفته و آن را غارت کردند و پس از آن راگا دیگر آباد نشد و اهالی به دو شهر ورامین و تهران نقل مکان کردند . در دوره  ایلیخان  بعد از مرگ سلطان  ابوسعید بهارخان  در سال ( 736 ه.ق) و تجزیه سرزمین تحت تسلط وی ، منطقه راگا تحت حکومت  تغا تیمور در آمد ( 739-752 ه.ق) و در سال ( 786 ه . ق) راگا به تصرف تیمور در آمد . پس از روی کار آمدن دولت صفوی در سال (905 ه .ق ) توسط شاه  اسماعیل  ، شاه طهماسب اول " در سال (943 ه. ق ) وارد راگا شد و در سال ( 944 ه. ق ) ایوان حضرت عبدالعظیم (ع) به دستور وی ساخته شد . از این دوره بناهای مذهبی زیادی در منطقه راگا ساخته شد . به سال (1128 ه.ق) دولت صفوی بدست  نادرشاه افشار منقرض شد . در این دوره با توجه به پرداختن جنگ در بیشتر نقاط کشور و لشکر کشیهای متعدد به خارج از ایران فرصتی برای نادر به منظور رسیدگی به اوضاع عمومی دست نداد . در دوره  زندیه  آبادانی و سیاست اجتماعی معطوف به نقاط خاصی شده بود و جنبه عمومی پیدا نکرد .


از سال 1200 هجری قمری با روی کار آمدن  قاجار  نظر خاصی نسبت به پاره ای از بناهای مذهبی راگا پیدا شد . بارگاه حضرت عبدالعظیم (ع) و دیگر بناهای مذهبی پراکنده راگا مرمت شدند که این روند تاکنون نیز ادامه دارد .


ساکنان اولیه راگا ، اقوام آریایی بودند که به ایران مهاجرت کردند . در آغاز قرن هفتم قبل از میلاد در عهد آشوریان ، حکومتی که تاریخ مدون با آن آغاز می شد ، راگا یکی از پنج ایالت آشوری بود که در سرزمین ماد قرار داشت . مذهب مادها  آئین مغان  بوده است . آن گونه که از گفته های هرودوت ( مورخ یونان قرن 5 ق.م) بر می آید ، مغان یکی از قبایل هشتگانه ماد محسوب می شد و راگا ، مرکز آنها به شمار می رفت . از خصوصیات بارز آئین مغانی ، احترام به آتش و آتشکده بوده است .

شهر راگا در دوران پیش از اسلام ، مرکز بزرگ دینی زرتشتیان بود و موبد موبدان ، نوعی حکومت نظیر و اتیکان ، در آنجا داشت ، اما پس از ظهور اسلام و نفوذ آن ، آئین زرتشت و مسیحیت در ایران رو به ضعف گذارد . این میان راگا هم که مرکز زرتشتیان بود . بلافاصله بعد از فتح  آن به دین حنیف اسلام گردن نهاد و اسلام در آن گسترش یافت و غالبا سکنه آن به مذهب حنفی و شافعی در آمدند تا اینکه در زمان حکومت ابوالحسن مادرانی تشیع در این شهر ظهور نمود و گسترش یافت .

لینک به گوگل پلاس

Google


ادامه مطلب

[ شنبه ۱۳٩٥/٧/٢٤ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

قوم های ساکن منطقه ورامین و طالب آباد

منطقه  ورامین که علاوه بر شهرستان ورامین شامل سه شهرستان پاکدشت و پیشوا و

شهرستان قرچک  و همچنین  روستا های بسیاری مانند طالب آباد راگا می شود که در
 
 
طول زمان مهاجران زیادی را به خود جذب کرده که برخی از این مهاجران به دلیل های
سیاسی کوچ انده شده و برخی خود به این منطقه کوچیده اند. این مردمان با قومیت های مختلف همه گی مردمان بومی منطقه محسوب می شوند که قبل از دوران معاصر
به ورامین آمده اند.
تاجیک ها: مردمانی فارسی زبان هستند که ساکنان کاملاً بومی منطقه محسوب می شوند. نام تاجیک احتمالاً از آنجا که این منطقه در زمان ایلخانیان رونق داشته به جا مانده است.
نام خانوادگی بیش تر این مردم همان تاجیک و یا گاهی همراه با پسوند است. تیره های
دیگر فارسی زبان در این منطقه وجود دارد که تاجیک نامیده نمی شوند ولی احتمالاً با
تاجیک ها هم ریشه اند؛ مانند میش مست، فرجی ، میری و....
لرها:یکی از بزرگترین اقوام ساکن در ورامین لر ها هستند که به دو گروه هداوند و بختیاری تقسیم می شوند. در باره ی آمدن لر ها به این منطقه روایت های زیادی وجود دارد در باره ی هداوند ها گفته می شود که گروهی در زمان شاه عباس و گروهی در زمان کریم خان زند که خود لر بود به این منطقه کوچانده شده اند و در باره ی بختیاری ها گفته می شود که از چهار محال بختیاری به ورامین آمده اند. شغل لر ها به صورت سنتی دامپروری و کشاورزی است.
 
ترک ها:گروه بزرگ دیگر ساکن ورامین مردمان ترک زبان هستند که از طایفه های مختلفی تشکیل گردیده اند به این منطقه آمده اند. گروهی از آنها قاجار هستند که در دوره کریم خان زند به این منطقه آمده اند،گویا ساکنان قفقاز بوده اند. و بقیه بیشتر در زمان قاجاریان که خود ترک بودند به ورامین آمده اند شاهسونها و اصانلوها نیز در دوره ی قاجار به این منطقه آمده اند وگروهی ازآنان از ورامین به شهرستان گرمسارنیز رفته اند .کنگرلوها نیز در دوران جنگ ایران و روسیه از ایروان ، نفرها و قشقاییها در دوره ی مشروطه از منطقه ی فارس و کارخانه یوسفی احتمالاً از زنجان یا کرمانشاه به این منطقه آمده اند. گروهی دیگر به نام خلج وجود دارد که به ترکی خلجی تکلم مینمایند و به این منطقه کوچ کرده اند در باره ی الیکاییها نیز گفته شده ترک زبان بوده اند ولی از مازندران کوچیده اند و زبان امروزیشان به تبری شبیه است وبیشتر الیکائی ها (علی کایی )در روستاهای بهنام سوخته  ورامین و تیره هایی از آنان نیز در گرمسار سکونت یافته اند و جمعیت زیادی نیز دارند .
کرد ها:این گروه شامل ایل پازوکی است که از کردستان ترکیه آمده اند و بیشتر در شمال ورامین شهرستان پاکدشت ساکنند نام قسمتی از منطقه ی ورامین به نام بهنام پازوکی خوانده می شود، دو گروه دیگر سیاه منصوری و چگنی هستند که در زمان صفویه به ورامین آمده اند. تیره های دیگر کرد زبان دیگری با نام هایی مانند کردبچه و قراچورلو و سیلسپور وجود دارد که اطلاعی در باره ایشان نیست.بوربورها و لرنی ها نیز کرد کرمانشاه هستند.
عرب ها:جمعیت قابل توجهی از عرب ها در دوره ی قاجار به ورامین آمده اند به طوری که به قسمتی از جنوب ورامین بهنم عرب می گویند، چند روستا نیز با پسوند عرب وجود دارد. بزرگتربن گروه آنان کتی و یا کوتی هستند که از نجد عمان در دوره ی ناصرالدین شاه آمده اند و به زبان عربی با واکواژه هایی از فارسی ،ترکی و لری سخن می گویند. گروه دیگر عرب میش مست هستند که در صدر اسلام به خراسان و سپس در دوره ی قاجار به ورامین آمده اند. گروه دیگری با نام کله کو وجود دارد که به زبانی شبیه عربی سخن می گویند ولی اطلاعات دیگری در دست نیست. 
 

ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

بنه در روستا طالب آباد

سازمان تولیدی بنه:

این سازمان تولیدی عبارت است از واحد کار زراعی سنتی در نظام ارباب و رعیتی است

که از ترکیب دو یا چند جفت گاو و یک یا چند قطعه زمین و یک یا جند سهم آب در قطعات

دیمی و آبی که در آن تعدادی زارع و برزگر به کار تولید زراعی اشتغال دارند و این افراد

به صورت گروهی انجام وظیفه می نمایند و محصول پس از برداشت حق مالکانه به نسبت

سهام و بر اساس نسق بین اعضای بنه قابل تقسیم می باشد.

ریاست بنه:

ریاست بنه موروثی است و وظیفه آن حل و فصل دعاوی ، تعیین و قرعه کشی آب و سهمیه

آب و تعین زمین و سرپرستی اعضای بنه است.

هر روستا مثل  روستای طالب آباد راگا از چند بنه که گاهی تعداد آن به 12عدد می رسد 

تشکیل می شود .

تعریف بنه

بُنه ، از «بُن » فارسی ، در فارسی میانه Bonag ، به معنای اسباب و اثاث ، اصطلاحی

در کشاورزی به معنای نوعی تعاونی تولید کشاورزی ، براساس اشکال سنتی زراعت دسته

جمعی یا متأثر از آن . محور اصلیِ آن «یاریگری » و «خودیاری » سازمان یافته با

حضور گروه خودیار، در بخشی از کارهای کشاورزی ، مانند خودیاری در زمینه آب

(«هم آبی ») یا خودیاری در کشت («هم کِشتی »)، حداقل در یک دوره کشت است .

بنه ، یکی از کهن ترین و کارآمدترین تعاونیهای سنتی در ایران بوده و در مناطق و شرایط

بسیار گوناگون ادامه یافته و با تمام دگرگونی ها و افت و خیزها هنوز یکی از

راهکارهای زنده و پویای کشاورزی ایران است .


زایش و افزایش بنه های «خودانگیخته » غالباً «مهاجرکار» و «صیفی کار» در چهار دهه

گذشته ، در مناطق گرمسیری و جنوب خط خرما و بویژه در کنار راههای مواصلاتی

این مناطق ، تأییدی بر این مدعا است .


نخستین کسی که از وجود بنه در ایران سخن گفته و آن را تعریف کرده تیت است که بین

سالهای 1320ـ1323/ 1902ـ1905، به عنوان نقشه بردار کمیسیون حل اختلافات مرزی

ایران و افغانستان ، در سیستان به سر برده و ضمن بر شمردن انواع «پاگو» ] پا گاو [ (بنه

های سیستان و افغانستان )، آن را سازمانی در زراعت جمعی شمرده است. نخستین ایرانی

که از بنه سخن گفته ، تقی بهرامی صاحب فرهنگ روستایی ( دایرة المعارف فلاحتی )

است که برخلاف تیت ، بنه را واحد کشاورزی دانسته است ، و نه نظام و سازمان تعاونی.

سالها بعد، بنه را بدین گونه تعریف کرده اند: «بنه در اصطلاح کشاورزی مقداری از زمین

زراعتی است  که عمل رعیتی در آن با چهار یا شش ، (یا در بعضی دهات هشت ) گاو

انجام می گیرد. در ایران ، غالبا چند نفر زارع گاودار در کشت یک بنه با یکدیگر

شرکت میکنند».

لمتون بنه را در قالب «جفت » (واحد کشاورزی ) دانسته و در مالک و زارع از وجود بنه

ها در اسدآباد همدان ، و بروجرد، وَزَقان آذربایجان ، جهرم ، داراب ، باشت و ممسنی در

فارس و در مناطقی از سیستان و بلوچستان ، کرمان ، خراسان و ... سخن می گوید.

او بیشتر از طریق مشاهده و مصاحبه به درک بنه ها ـ هرچند غیر مستقیم  توفیق یافته 

اما پطروشفسکی وجود بنه ها را از مطالعات تاریخی خود بازیافته است


آل احمد در تات نشینهای بلوک زهرا برای نخستین بار به معرفی نسبتاً دقیقی از نوعی بنه ـ

بنه فرسایش یافته ـ در دو روستای سگزآباد و ابراهیم آباد بوئین زهرا قزوین پرداخته است .

وی «بنه » را نوعی سازماندهی کار کشاورزی دانسته و روابط بنه ها را با مسئله تقسیم

آب و آبیاری مطرح می سازد. هوشنگ ساعدلو در 1347 ش ، بنه ها را «منطقی ترین

سازمانهای تولیدی اکثر روستاهای ایران در انطباق با شرایط طبیعی » دانسته و معتقد است

که بنه ها و صحراها می توانند به بهترین سازمانهای تعاونی روستایی ایران تبدیل گردند.

عظیم ترین کار در توصیف بنه ها، از صفی نژاد است در بنه ( نظام های تولید زراعی

جمعی قبل و بعد از اصلاحات ارضی ) که در 1351 ه ش نشر یافته ، و وی در آن به

معرفی نمونه هایی از بنه های جنوب تهران مانند طالب آباد و خراسان و سیستان و بردسیر

کرمان پرداخته است . چهارمین تعریف از بنه ، از خسروی است که بنه را واحد کار

زراعی سنتی در نظام ارباب ـ رعیّتی سابق دانسته که مشتمل است بر یک یا چند قطعه

زمین زراعی (آبی و دیمی ) که در آن تعدادی زارع به کار تولید زراعی اشتغال دارند.

وسعت هر بنه در روستاها متفاوت است و از یک جفت گاو تا چهار جفت تغییر می کند.


در بنه ها، زارعان اغلب دسته جمعی کار می کنند و با در نظر گرفتن عوامل پنجگانه 

محصول را پس از دادن سهم ارباب  بین خود تقسیم می کنند.

از این لحاظ ، در بنه ها همکاری نزدیکی بین زارعان وجود دارد و نوعی اشتراک

مساعی متقابل در امر تولید بین آنان دیده می شود .

در شروع اصلاحات ارضی ، به جهات مختلف و از آن جمله عدم شناخت کافی  به نظام

بنه ها ـ به عنوان نمونه تجربه شده ای برای آینده کشاورزی ایران ـ توجهی نشد. اما پس

از گذشت حدود یک دهه از این اصلاحات و بروز عوارض مختلف و از جمله کوچک شدن

قطعات زمینهای کشاورزی ، وزارت تعاون و امور روستاها به فکر مطالعه بنه ها

و بررسی امکان تشکیل گروههای زراعت جمعی (مُشاعها) افتاد .


آخرین مطلبی که درباره بنه ها پیش از انقلاب اسلامی (1357 ش ) نشر یافته  مقاله

ارزنده ای از سیروس سلمان زاده است . در این نوشته ، از «بن کو» (بنه فرسایش یافته )،

سازمان کار سنتی کشاورزان دزفول ، و همچنین تشکیل گروههای زراعت جمعی

کشاورزان مهاجر اصفهانی (بنه های خودانگیخته و مهاجر کار جدید) و کارآمدی آنها سخن

به میان آمده است.

در سالهای اخیر، مرکز تحقیقات روستایی وزارت کشاورزی و عمران روستایی ، مطالعاتی

درباره مشاعها (بنه های برانگیخته ) که حاصل لوایح قانونی اصلاحات ارضی و هیئتهای

هفت نفره واگذاری زمین است ، شروع کرده که برخی از گزارشهای آن همچون بررسی

مشاعهای جیرفت و گرگان و گنبد منتشر شده است . اما معرفی گونه های جدید بنه و

پیگیری کار بنه ها در مناطق مختلف ایران ، نشان خواهد داد که تحلیل و گونه شناسی

بنه ها به تجدید نظر فراوان نیازمند است .

دلایل پیدایش بنه

 

فهم دلایل پیدایش «بنه ها» و تغییرات و دگرگونیهای آن در تاریخ کشاورزیِ کهنسال ایران

از لحاظ نظری و کاربردی دارای اهمیت بسیار است .


پطروشفسکی ، براساس اطلاعات و مدارک تاریخی ، کوشیده است تا دلایل پیدایش

گروههای تعاونی کشاورزی (جفت و فَدان ) را توضیح دهد. او دلایل پیدایش این گروهها

را ناتوانی خانواده روستایی در خرید نیروی شخم و کارهای ضروری آبیاری می داند .

مسئله آبیاری که پطروشفسکی بدان اشاره کرده است ، به شکلهای گوناگون محور بسیاری

از نظریات درباره پیدایش بنه است . دو تن از پژوهشگران مسائل تعاونی و روستایی ایران

(مهدی هاشمی و کاظم ودیعی )، بنه را حاصل تکامل «بنه آب » و دلیل پیدایش «بنه آب »

را اقتصادی کردن بهره برداری از منابع کمیاب آب دانسته اند. ساعدلو کمبود آب ، میزان

بارندگی ، مالکیت و مدیریت و... را از جمله دلایل پیدایش بنه می داند . صفی نژاد، از

بنیادگذاران «بنه شناسی » در ایران ، درباره علت پیدایش بنه ها می نویسد: «بنه ، صحرا،

حراثه که در طول تاریخ کهن زراعی ایران در نیمه شرقی کشور به وجود آمده ، نتیجه

کمبود باران ... و تلاش مداوم روستاییان در مبارزه با طبیعت است که به خاطر نیازهای

زراعی خود، نظامهای تولید جمعی زراعی سنتی را در سراسر منطقه با اشکالی تقریباً

همانند به وجود آورده اند» ، و می افزاید: «واحدهای تولید زراعی جمعی که نوعی

تعاونیهای سنتی کهن می باشند، منحصراً در منطقه کم باران نیمه شمالی منطقه شرقی به

وجود آمده اند... اگر مرز این واحدهای تولیدی زراعی را با خط همباران 300 میلیمتر

مقایسه کنیم ، مشاهده می شود که تقریباً و نه تحقیقاً بر هم منطبق اند» . او در اسناد بنه ها

مالکیت یک مالک واحد بر یک ده ششدانگی را یکی دیگر از دلایل اساسی پیدایش بنه

قلمداد کرده است . اما آخرین استدلال را، نه برای پیدایش بلکه برای گسترش بنه ها، وجود

مالکان غایب از ده دانسته اند . واقعیات موجود نشان می دهد که با حذف یا تغییر هر یک

ازعواملی که به عنوان دلیل پیدایش بنه ها ذکر شده است ، بنه ها باز تداوم یافته و یا

برعکس در مواردی با وجود ابقاء عوامل یادشده ، بنه ها از میان رفته اند. مثلاً در

مورد «دشواری آبیاری » که در نظریة پطروشفسکی انعکاس یافته و برخی محققان ایرانی

آن را تکرار کرده اند، باید گفت که اصولاً بسیاری از بنه های ایران دیم کار بوده و یا در

آبیاری با دشواری چندانی روبرو نبوده اند، و روستاهای زیادی با مشکلات فراوان آبیاری

و آبرسانی ، مانند فاویانِ گلپایگان و فرزیانِ الیگودرز و نیمور و باقرآبادِ محلات ، حداقل

پیش از اصلاحات ارضی ، فاقد بنه بوده اند. و یا اگر کمیِ میزان بارندگی را دلیل پیدایش

بنه بدانیم ، می بینیم که انواع بنه ها، چه در مناطق پرباران شمال غرب چه در مناطقی با

کمتر از 300 میلیمتر باران سالانه ، وجود داشته اند . ضمناً شکلهای ساده شده و تحلیل

رفته و اشکال حد وسط «بنه » که هنوز نیز بقایای آن در بسیاری از مناطق ایران قابل

مشاهده است ، نشان می دهد که قلمرو بنه ها با گذشت زمان کوچکتر شده است ، در حالی

که میزان بارندگی در این مدت اگر کمتر نشده باشد، بیشتر نشده است .

آنچه در رد دلایل بنه شناسان در باره چگونگی پیدایش بنه تا به حال گفته شد، در باره

نظریه پیدایش بنه به سبب وجود نظام بزرگ مالکی و شش دانگی (تک مالکی ) بودن

برخی روستاها نیز صادق است . تنها می توان گفت که مالکیت و مدیریت ناشی از آن در

برخی مناطق می توانسته سبب تقویت و تداوم بنه ها یا تضعیف و فرسایش آنها گردد.

آنان که اصلاحات ارضی را تنها سبب نابودی بنه ها و در نتیجه پیدایش بنه ها را براثر

وجود نظام بزرگ مالکی می دانند، از این واقعیتها غافل بوده اند که : 1) وجود بنه های

میانین و آثار بنه های و متلاشی شده ، پیش از اصلاحات ارضی نشان می دهد که از دهه

ها و حتی سده های پیش ، و به دلایل گوناگون ، بتدریج از وسعت قلمرو بنه ها کاسته شده

است ، و اصلاحات ارضی فقط ضربه آخر و نقطه عطفی در این فروپاشی بوده است ؛ 2)

برخی از عواملی که در فروپاشی بنه ها مؤثر بوده ، همانهایی است که شرایط و زمینه

سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اصلاحات ارضی را، چه در جوامع جهانی چه در ایران ،

فراهم ساخته است .

وجود بنه های خرده مالکی ، چه قبل از اصلاحات ارضی چه بعد از آن ، و رشد بنه های

«مهاجرکار» و «صیفی کار» در جنوب خط خرما نشان می دهد که دلایل فرسایش و تداوم

و گسترش بنه ها، به تبیین دقیقتر و تحلیل همه جانبه تری نیازمند است . جز عامل قوی اما

خاموش «سنت » و قدرت فرهنگی آن ، «ضرورت اقتصادی » نیز در برقرار ماندن بنه

ها مؤثر است که ممکن است در جاهای مختلف ، به صورتهای گوناگون ظاهر شود؛ مثلاً

در بنه برنجکار (قراع ، گاوشته / گوشته ) به شکل نیاز به کار و نیروی انسانی فراوان و

فشرده ؛ در بنه های دیم کار («همازی ») در شمال ایران ، به صورت نیاز به نیروی

فراوان گروه برای وجین کردن علفهای هرز؛ در نواحی دیگر، به صورت کمبود آب یا

دشواری آبرسانی به کشتزار؛ و بالاخره کمبود نیروی شخم . گذشته از اینها، عوامل دیگر

اقتصادی ، و عامل مدیریت نیز، که ممکن است از راه مالکیت (اعم از مالکیت فردی و

جمعی ) یا از طریق سنت و یا هر دو اعمال گردد، همچنین پاره ای عوامل مجهول

اجتماعی در تداوم بنه ها مؤثرند.

تعداد بنه ها از دهی به دهی دیگر فرق می کند. این امر بستگی به مقدار زمین زراعی ،

مقدار آب ، حد دوستی و خویشاوندی صاحبان نسق با یکدیگر دارد. در واقع ، بنه نوعی

یاریگری است که تنها ناشی از عوامل مادی و اقتصادی زندگی نیست ، بلکه انگیزه های

عاطفی و انسانی هم در آن دخیل اند. اگر سال خشک و کم آب باشد، از وسعت زمینهای

زراعی کاسته می شود، و این محدودیت بر همه بهره برداران ده اثر می گذارد و به این

ترتیب ممکن است که چند بنه در هم ادغام و همبسته تر شوند و، بالعکس ، اگر سال نیکو و

پر آب باشد و زمینهای تازه ای بتواند زیر کشت برود، بنه های تازه ای هم ، بنابر ضوابطی

که گذشت ، به وجود می آیند و تمامی بهره برداران ده بنابر سهم اولیه خود از زمین بهره

مند می شوند. این رسم ، رسم دیرینه و کهنی است که از دوردست تاریخ ریشه می گیرد.

 

گونه شناسی بنه ها. نخستین طبقه بندی از بنه ها را حدود هشتاد سال پیش تیت ، در مورد

«پاگاو»های سیستان ، عنوان نمود و آنها را به دو نوع «تحویل » و «غمی » (یا قمی

رجوع کنید به فرهادی ) تقسیم کرد:

در نوع نخست ، اعضا بر روی زمینهایی که کدخدا (مستأجر یا سردار) در هنگام توزیع

اراضی ، برای خود نگه می داشت ، کار می کردند. در این نوع همکاری ، بذر را کدخدا

می داد و پاگاوِ تحویل ، برعکس پاگاو غمی ، از کار در نهرها و امور عام المنفعه معاف

بود، اما به هر حال ، می بایستی در باغها و مزارع کدخداها (سردارها) کار کند. صفی

نژاد، نیز بنه ها را براساس در اختیار داشتن همه یا برخی از عوامل تولید، به

بنه های «ارباب و رعیتی » و «بنه گاوبندی » تقسیم می کند.

گونه شناسی بنه ها و تنوع بسیار آنها ما را در تبیین دقیقتر دلایل پیدایش و مهمتر از آن

دلایل «تداوم » بنه راهنمایی می کند، زیرا که برخی از طبقه بندیها بر پایه بود یا نبود

عواملی است که بنه شناسان ، آنها را دلیل پیدایش بنه فرض کرده اند. حذف هر عامل از

عواملی که تنها عامل مؤثر در پیدایش بنه ها شناخته شده ، ما را به شناخت عوامل عام تری

می کشاند؛ مثلاً، حذف عامل تک مالکی بودن آب و زمینِ بنه ها و یا حذف مسئله دشواری

آبیاری و تغییر عوامل جغرافیایی ، همچون میزان بارندگی ، ارتفاع و همواری و ناهمواری

زمین ، گرمسیر یا سردسیر بودن مناطق بنه ها و غیره ...، شرایط را برای فهم علمی تر

دلایل پیدایش و بویژه تداوم بنه ها آماده می سازد.

 

   برای دیدن طالب آباد بر روی گوگل مپس کلیک کنید


ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ] [ ٦:٥٠ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

مراسم تلاوت قرآن کریم مسجد الزهرا طالب آباد

تلاوت قرآن کریم مسجدالزهرا طالب آبادحضور اهالی طالب آباد در مسجد الزهراء طالب آباد در جلسات تلاوت قرآن کریم و کلاس های حفظ و قرائت و همچنین مسابقات دوره ای که با همت واحد   فرهنگی مسجد الزهرا طالب اباد  برگزار می شود.

مسجدالزهراء طالب آباد بر روی گوگل مپس


ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٠/٢٦ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

دکتر جواد صفی نژاد و تاریخچه طالب آباد

  نادر پیری اردکانی  و دکتر جواد صفی نژاد (پدرعلم قنات)

دکتر جواد صفی نژاد طالب آباد 

 

درشهریورماه 1308  در شهر ری متولد شد.پدرش خرج 7 فرزند خودرا با سبزی کاری

تامین می کرد.پس از اخذ لیسانس تاریخ و جغرافیا از دانشسرای عالی به عنوان

استاد به استخدام دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درمی آبد.چند

سالی در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی این دانشگاه به کار پژوهشی

پرداخته و نهایتا در سال 1340 کارشناسی ارشد علوم اجتماعیش را از همین

دانشگاه می گیرد.موضوع پایان نامه او اماکن مقدسه شهر ری است.این جمله از

خود اوست:"برخی مرا مردم شناس می دانند و بعضی جغرافیدان.من توامان این دو

هستم یعنی با دید جغرافیایی به مردم شناسی می پردازم.در این صورت شاید من

جغرافیدان مردم شناس باشم.

 
از دکتر صفی نژاد تا امروز ده ها کتاب منتشر شــده کــه" مونوگرافی ده طالب آباد " ،"بنه

نظام های سنتی زراعی در ایران " ،"عشایر مرکزی ایران " ،" لرهای ایران لر بزرگ

لر کوچک " "سد زیرزمینی قنات وزوان میمه اصفهان " "مبانی جغرافیای انسانی " از

جمله آنهاست.


ادامه مطلب

[ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱٠ ] [ ٩:٢٦ ‎ق.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]