تاریخچه راگا تهران

با توجه به وجود اقوام بومی ساکن در فلات مرکزی ایران که دارای فرهنگ ، تمدن ، زبان و صنعت پیشرفته ای بوده اند،نزدیکی مراکزی نظیر  چشمه علی  ری " راگا " تهران که در هزاره هفتم ، یکی از نخستین نقاط اسقرار اقوام بومی بوده و همچنین فلات مرکزی ایران به علت وجود چشمه علی پر آب ، از گذشته دور تاکنون مورد توجه بوده است . از دیگر نقاط فرهنگی پیش از تاریخ ایران می توان  به سیلک کاشان ، قره تپه شهریار ، اسماعیل آباد و ... اشاره کرد که با هم در یک حوزه فرهنگی قرار داشته اند و گسترش و نفوذ جوامع پیش از تاریخ را در این محدوده نشان می دهند . نخستین آثار تمدن چشمه علی " راگا " به ویژه در تولید " سفالینه های سرخ " با رنگ سیاه یا قهوه ای سیر که تصاویری بر آنها نقش بسته پدیدار شد .تقریبا در همین دوران ، جماعت دیگری در طول همین رشته زمین های قابل کشت که در پای البرز بین کویر و کوه واقع بود ، اسکان یافتند البته استقرار در راگا به مراتب پیش از دیگر جاها و به گونه ای پایدار و توسعه یافته بود ، زیرا این شهر از موقعیت استراتژیکی خاصی برخوردار است . راگا در مکانی قرار دارد که جاده هایی که شرق ، غرب ، شمال و جنوب ایران را به یکدیگر متصل می کنند و ناگزیر از آن می گذرند .

بناربراین نحوه قرار گرفتن کوه ها ، کویر، وجود آب و نیز پهنه گسترده ای از زمین های حاصلخیز، موجب پیدایش شهر  " راگا "شد.
ورود آریایی ها در حدود هزاره دوم پیش از میلاد به" راگا "و استقرار شعبه ای از آنها در مسیر حرکت خود به شمال و غرب، آثاری از خود بر جای گذاشته که شواهد آن به صورت کوره های سفال پزی در کهریزک و نیز در سال 1373 در تپه معمورین در فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) بدست آمده است. پس از ورد آریایی ها که مهمترین آنها مادها و پارسها می باشد و درآمیختن آنها(مادها) با بومیایی که پیش از آنها در این سرزمین مستقر بودند این منطقه نیز در تقسیم بندی مادها "متدرازی" یا " راگا " و " راکس" تعلق گرفت با پیروزی کورش برجد خود "آژیدهاک" در سال550 پیش از میلاد پایه های اولین امپراتوری بزرگ جهان پی ریزی شد و تا سال330 پیش از میلاد، دوام یافت . این اکپراتوری علاوه بر سرزمین های واقع در محوده حکومت ماد از شرق تا سند، غرب تا آسیای صغیر را نیز در بر می گیرد، در تقسیم بندی داخلی تغیرات چندانی نسبت به دوره ماد داده نشد و ایالات ماد ها همچنان با همان نام باقی ماند. در این دوره این منطقه د رمحدوده رک قرار داشته است 
"اسکندر مقدونی در تعقیب داریوش سوم از راه همدان به" راگا "وارد شد در ویرانیها به بار آورد در دوره زمام داری سولوکوس خسته معروف به  نیکاتل  312 ق.م  زلزله مهیبی" راگا "را ویران نمود . سلوکوس فرمان داد مجداد شهری بر ویرانه های راگا ساخته شود پس از جبران خرابی ها راگا را به مناسبت نام موطن خود  اروپوس  نامید و به همین علت در دوره سلوکیان راگا را اروپوس میگفتند . نخستین عکس العمل ایرانیان در مقابل یونانیان با اعلام استقلال پارتها جلوه گر شد. سال 246 ق.م  آخرین سال فرمانروایی  آنیتوس دوم بر امپراطوری سلوکی بود . در این سال  ارشک با پیروزی بر آنیتو خوس دولت  پارت  را برقرار نمود . پارتیان پایتخت های متفاوت داشتند که از جمله آنها راگا بوده که بر سر راه مادعلیا و پارت قرار داشته است و اقامتگاه موقت آنان بوده است و این منطقه جزو ایلات والی نشین ماد بزرگ به حساب می آمد . این خطه را به مناسبت نام بنیانگذار دودمان اشکانیان ارشکیه می گفتند و شاید نام روستای عشق آباد که در اصل اشک آباد  بوده است و امروزه در نزدیکی طالب آباد جنوب شهر راگا تهران قرار دارد از این زمان بر جای مانده است . افسانه هفت خاندان به روزگاذ پارتیان و منطقه تیولهای بزرگ ایشان در منابع عربی و از بزخی اشارات یاد شده در متن های کهن یونانی و رومی می توان دریافت که کانون خاندان  مهران  نزدیک راگا بود . خاندان اخیر از بعضی لحاظ با خاندان دیگری از راگا به نام اسپندیا  پیوندهای داشته اند . اردشیر اول  بنیانگذار سلسله ساسانی در سال 223 میلادی با شکست دادن  اردوان پنجم  حکومت ساسانی را بر اساس بنیاد وحدت مذهبی و ستایش اهورا مزدا  پایه گذاری کرد . در این دوره آتشکده های مهمی در نقاط مختلف ایران با تفکر خاص ساخته شدند که هر کدام به طبقه ای خاص اختصاص داشته اند . از این دوره آثار قابل توجهی در شهر راگا به جای مانده است که درموزه ها می باشند که از جمله گچبریهای زیبایی که از تپه عشق آباد که با طالب آباد فاصله چندانی ندارد به دست آمده و آن را به غلط از آثار چال طراخان معرفی کرده اند . در فهرست بزرگ در باریان شاپور یکم از دبیری از راگا به نام ارشتات دبیر  از مهر آنها و از شهر راگا نام می برد .

در این  دوره راگا یا ری کنونی دارای ضرابخانه معتبری بوده است ، در موزه آمیتاژ نمونه از سکه های دوره ساسانی وجود دارد که بر روی آنها نام ضرابخانه راگا به صورت " IDY " راگا نوشته شده است .

با حمله اعراب به ایران ، قدرتمندترین شاهنشاهی ایران بعد از همخامنشیان از پای در آمده و بسیاری نام ها و تقسیمات قبل از استقرار اعراب تحت تاثیر غلبه زبان عربی قرار گرفته و تغییراتی در آنها به وجود آوردند .

نقشه طالب آباد در گوگل مپس




ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٧/٢٤ ] [ ٥:٤٥ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

تاریخچه راگا تهران بخش دوم

به نوشته طبری سال 22 هجری سپاه عرب به فرماندهی  نعیم بن مقرن  به راگا حمله برد و سردار  یزیدبن قیس الاحبی  والی راگا که اکنون از آن به عنوان ری نام برده می شود بود که به دستور  معاویه بن ابی سفیان  از کار بر کنار و پس از او زیادبن ابیه  تا سال 51 هجری قمری در این مکان حکومت کرد و فرزند او عبیدالله بن زیاد مقدمات فاجعه کربلا را به وجود آورد و سپس وعده حکومت راگا به عمر سعد  و شمر بن ذی الجوشن  داده بود .

در سال (95-75 هجری قمری ) حجاج بن یوسف ثقفی والی راگا شد ، پس از قیام  ابومسلم خراسانی (سیاه –جامگان ) و بر انداختن حکومت بنی امیه ، ابو مسلم رو به راگا آورد و راگا را مقر فرماندهی خود قرار داد .

ایالت مرزی قلمرو خلفا در این ناحیه مدتها همان منطقه قدیمی مادها که در آن زمان جبال ( کوهستان ) نامیده می شد ، بود . ناحیه کوهستانی پهناوری که یونانیان آن را " مدیا " (MEDIA) می گفتند و از باختر به جلگه های بین النهرین و از خاور به کویر بزرگ ایران محدود می گشت نزد جغرافی نویسان عرب به نام ایلت  جبال  معروف بود . این نام بعد ها متروک شده و در قرن ششم هجری قمری در زمان سلجوقیان به غلط آن را عراق عجم نامیدند تا به عراق عرب که مقصود از آن بخش سفلای بین النهرین است ، اشتباه نگردد.

چهار شهر بزرگ کرمانشاه ( قرمیسن) ، همدان (حکمتانه )، راگا و اصفهان از زمان قدیم بزرگترین شهر های نواحی چهارگانه ایالت جبال بود . شهر راگا که در گوشه شمال شرقی ایالت جبال واقع است و نویسندگان عرب معمولا آن را به صورت " الری" می نویسند ، در واقع همان است که یونانیان آن را " راکس " (RAGES) می گفتند ، ظاهرا این شهر در قرن چهارم از بزرگترین مراکز چهارگانه ایالت جبال بوده است .  ابن حوقل  وسعت شهر را یک فرسخ و نیم در یک فرسخ و نیم ذکر کرده و بناهای آن را اغلب از گل و گاهی از کچ و سنگ نوشته است . در زمان خلفای عباسی نام رسمی و دولتی راگا ،  محمدیه  بود . از این جهت که  محمد  که همان  مهدی  خلیفه عباسی است ، در زمان خلافت پدرش " منصور " در راگا اقامت گزید و بیشتر آن شهر را تجدید عمارت نمود و پسرش " هارون الرشید " نیز در آنجا متولد گردید . شهر محمدیه مهمترین ضرابخانه آن ایالت بود و نام آن بر روی بسیاری از سکه های دوره خلفای عباسی دیده می شود . در قرن چهارم هم  ابن حوقل  و هم  مقدسی  گفته اند که اکثر شهر ویران و تجارت آن به حومه های شهر قدیم انتقال یافته است . در زمان قدیم مهمترین نواحی راگا از حیث حاصلخیزی عبارت بود از روستای  (الروده ) و نیز  پشافویه یا فشافویه که هنوز به نام دیزه  نام دو دهکده بزرگ بود که به مساحت یک روز راه تا راگا قرار داشتند و آنها را  دیزه  ورامین تهران می گفتند .

درسال 617  مغولان  ری هنان راگا را گرفته و آن را غارت کردند و پس از آن راگا دیگر آباد نشد و اهالی به دو شهر ورامین و تهران نقل مکان کردند . در دوره  ایلیخان  بعد از مرگ سلطان  ابوسعید بهارخان  در سال ( 736 ه.ق) و تجزیه سرزمین تحت تسلط وی ، منطقه راگا تحت حکومت  تغا تیمور در آمد ( 739-752 ه.ق) و در سال ( 786 ه . ق) راگا به تصرف تیمور در آمد . پس از روی کار آمدن دولت صفوی در سال (905 ه .ق ) توسط شاه  اسماعیل  ، شاه طهماسب اول " در سال (943 ه. ق ) وارد راگا شد و در سال ( 944 ه. ق ) ایوان حضرت عبدالعظیم (ع) به دستور وی ساخته شد . از این دوره بناهای مذهبی زیادی در منطقه راگا ساخته شد . به سال (1128 ه.ق) دولت صفوی بدست  نادرشاه افشار منقرض شد . در این دوره با توجه به پرداختن جنگ در بیشتر نقاط کشور و لشکر کشیهای متعدد به خارج از ایران فرصتی برای نادر به منظور رسیدگی به اوضاع عمومی دست نداد . در دوره  زندیه  آبادانی و سیاست اجتماعی معطوف به نقاط خاصی شده بود و جنبه عمومی پیدا نکرد .


از سال 1200 هجری قمری با روی کار آمدن  قاجار  نظر خاصی نسبت به پاره ای از بناهای مذهبی راگا پیدا شد . بارگاه حضرت عبدالعظیم (ع) و دیگر بناهای مذهبی پراکنده راگا مرمت شدند که این روند تاکنون نیز ادامه دارد .


ساکنان اولیه راگا ، اقوام آریایی بودند که به ایران مهاجرت کردند . در آغاز قرن هفتم قبل از میلاد در عهد آشوریان ، حکومتی که تاریخ مدون با آن آغاز می شد ، راگا یکی از پنج ایالت آشوری بود که در سرزمین ماد قرار داشت . مذهب مادها  آئین مغان  بوده است . آن گونه که از گفته های هرودوت ( مورخ یونان قرن 5 ق.م) بر می آید ، مغان یکی از قبایل هشتگانه ماد محسوب می شد و راگا ، مرکز آنها به شمار می رفت . از خصوصیات بارز آئین مغانی ، احترام به آتش و آتشکده بوده است .

شهر راگا در دوران پیش از اسلام ، مرکز بزرگ دینی زرتشتیان بود و موبد موبدان ، نوعی حکومت نظیر و اتیکان ، در آنجا داشت ، اما پس از ظهور اسلام و نفوذ آن ، آئین زرتشت و مسیحیت در ایران رو به ضعف گذارد . این میان راگا هم که مرکز زرتشتیان بود . بلافاصله بعد از فتح  آن به دین حنیف اسلام گردن نهاد و اسلام در آن گسترش یافت و غالبا سکنه آن به مذهب حنفی و شافعی در آمدند تا اینکه در زمان حکومت ابوالحسن مادرانی تشیع در این شهر ظهور نمود و گسترش یافت .

لینک به گوگل پلاس

Google


ادامه مطلب

[ شنبه ۱۳٩٥/٧/٢٤ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

قوم های ساکن منطقه ورامین و طالب آباد

منطقه  ورامین که علاوه بر شهرستان ورامین شامل سه شهرستان پاکدشت و پیشوا و

شهرستان قرچک  و همچنین  روستا های بسیاری مانند طالب آباد راگا می شود که در
 
 
طول زمان مهاجران زیادی را به خود جذب کرده که برخی از این مهاجران به دلیل های
سیاسی کوچ انده شده و برخی خود به این منطقه کوچیده اند. این مردمان با قومیت های مختلف همه گی مردمان بومی منطقه محسوب می شوند که قبل از دوران معاصر
به ورامین آمده اند.
تاجیک ها: مردمانی فارسی زبان هستند که ساکنان کاملاً بومی منطقه محسوب می شوند. نام تاجیک احتمالاً از آنجا که این منطقه در زمان ایلخانیان رونق داشته به جا مانده است.
نام خانوادگی بیش تر این مردم همان تاجیک و یا گاهی همراه با پسوند است. تیره های
دیگر فارسی زبان در این منطقه وجود دارد که تاجیک نامیده نمی شوند ولی احتمالاً با
تاجیک ها هم ریشه اند؛ مانند میش مست، فرجی ، میری و....
لرها:یکی از بزرگترین اقوام ساکن در ورامین لر ها هستند که به دو گروه هداوند و بختیاری تقسیم می شوند. در باره ی آمدن لر ها به این منطقه روایت های زیادی وجود دارد در باره ی هداوند ها گفته می شود که گروهی در زمان شاه عباس و گروهی در زمان کریم خان زند که خود لر بود به این منطقه کوچانده شده اند و در باره ی بختیاری ها گفته می شود که از چهار محال بختیاری به ورامین آمده اند. شغل لر ها به صورت سنتی دامپروری و کشاورزی است.
 
ترک ها:گروه بزرگ دیگر ساکن ورامین مردمان ترک زبان هستند که از طایفه های مختلفی تشکیل گردیده اند به این منطقه آمده اند. گروهی از آنها قاجار هستند که در دوره کریم خان زند به این منطقه آمده اند،گویا ساکنان قفقاز بوده اند. و بقیه بیشتر در زمان قاجاریان که خود ترک بودند به ورامین آمده اند شاهسونها و اصانلوها نیز در دوره ی قاجار به این منطقه آمده اند وگروهی ازآنان از ورامین به شهرستان گرمسارنیز رفته اند .کنگرلوها نیز در دوران جنگ ایران و روسیه از ایروان ، نفرها و قشقاییها در دوره ی مشروطه از منطقه ی فارس و کارخانه یوسفی احتمالاً از زنجان یا کرمانشاه به این منطقه آمده اند. گروهی دیگر به نام خلج وجود دارد که به ترکی خلجی تکلم مینمایند و به این منطقه کوچ کرده اند در باره ی الیکاییها نیز گفته شده ترک زبان بوده اند ولی از مازندران کوچیده اند و زبان امروزیشان به تبری شبیه است وبیشتر الیکائی ها (علی کایی )در روستاهای بهنام سوخته  ورامین و تیره هایی از آنان نیز در گرمسار سکونت یافته اند و جمعیت زیادی نیز دارند .
کرد ها:این گروه شامل ایل پازوکی است که از کردستان ترکیه آمده اند و بیشتر در شمال ورامین شهرستان پاکدشت ساکنند نام قسمتی از منطقه ی ورامین به نام بهنام پازوکی خوانده می شود، دو گروه دیگر سیاه منصوری و چگنی هستند که در زمان صفویه به ورامین آمده اند. تیره های دیگر کرد زبان دیگری با نام هایی مانند کردبچه و قراچورلو و سیلسپور وجود دارد که اطلاعی در باره ایشان نیست.بوربورها و لرنی ها نیز کرد کرمانشاه هستند.
عرب ها:جمعیت قابل توجهی از عرب ها در دوره ی قاجار به ورامین آمده اند به طوری که به قسمتی از جنوب ورامین بهنم عرب می گویند، چند روستا نیز با پسوند عرب وجود دارد. بزرگتربن گروه آنان کتی و یا کوتی هستند که از نجد عمان در دوره ی ناصرالدین شاه آمده اند و به زبان عربی با واکواژه هایی از فارسی ،ترکی و لری سخن می گویند. گروه دیگر عرب میش مست هستند که در صدر اسلام به خراسان و سپس در دوره ی قاجار به ورامین آمده اند. گروه دیگری با نام کله کو وجود دارد که به زبانی شبیه عربی سخن می گویند ولی اطلاعات دیگری در دست نیست. 
 

ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

قصه مرکوب بکوب به نقل از اهالی طالب آباد

شب نشینی به دور کرسی و قصه مرکوب بکوب

                    مِرکوب بکوب

یکى بود یکى نبود، زیر گنبد کبود. یه پسر کچلى بود که با

مادر پیرش زندگى میکرد. روزگار اینا به سختى میگذشت. یک روز

پسر تصمیم میگیره پرنده‌‌اى شکار کنه. یه مقدار قیر میریزه رو

درخت خونش، تا پرنده‌ها را شکار کنه. یک کلاغ می آد می شینه

روى این درخت و به دام کچل می افته. کچل کلاغُ میگیره، میخواد

سر ببره که از گوشتش استفاده کنه. اما کلاغ تقاضا میکنه که سه

تا پرشُ بکنن، نکشنش. سه تا پرشُ بکنن و هر دفعه که تنگ دست شدن

یه پرشُ به باد بدن، هر آرزوئى خواستن برآورده میشه. مادر پسرم

قبول میکنه، به پسرشم نصیحت میکنه که این کارِ بکنه. سه تا پرِ

میکنن و کلاغُ آزاد میکنن. 
 
چند روز بعد، یکى از این پرارُ به باد میدن و خواهش میکنن که

یه ظرفی، یه دیگى با اونا داده بشه که هر غذا و میوه وُ خوراکى

خواستن توش ظاهر بشه. پرُ به باد میدن و اون ظرف واسشون

(براى‌شان) تهیه میشه. یه مدت میگذره، اینا وضعشون روبه‌راه

میشه. بعد، پسر به مادرش میگه حالا که ما وضعمون خوب شده بهتره

فرماندار شهر را دعوت کنیم، مهمونى بگیریم. اینو دعوت میکنن

و با غذا وُ میوهُ خوراکى مفصل ازش پذیرائى میکنن. وقتى که

فرماندار میخواد بره، میپرسه که چه جورى شما این غذا را تهیه

کردین به این خوشمزگى و اینا. پسرِ پیرزن جریانُ واسش تعریف

میکنه که به این صورت بود. همون موقع فرماندار دستور میده که

مردُ بگیرن و دیگُ ازش بگیرن. همین کارو میکنن. 
 
یه مدت میگذره، مجدداً وضع این پیرزنُ پسر به تنگدستى می افته.

پسر میآد یه پر دیگه? کلاغِ از مادرش میگیره و به باد میده.

این دفعه تقاضا میکنه که یه الاغ ظاهر بشه که هر موقع که بهش

گفتن 'هاش' ، خُرجینشون پر از پول و طلا بشه. پرو به باد میدن

و همینطور میشه. بعد از چند روز، خُب وضع اینا خوب میشه، هر

موقع خواهش میکردن پول و طلا و اینا دم دستشون بوده. 
 
یه روزى پسر مادرشُ سوار الاغ میکنه، میبره حمام، خودشم میره

بازار خرید. الاغُ به حمامى می سپاره، میگه فقط به این کلمه

'هاش' رُ نگو. خرُ تحویلش میده و مىیره بازار. 
 
حمامى مشکوک میشه میگه که چرا این گفته این کلمه رُ نگو. بعد

وقتى که مرد میره بازار خرید، حمامى میگه: 'هاش' . می بینه

خُرجین الاغ پر از طلا و پول شد. به همین خاطر الاغ رُ می بره یه

الاغ شبیه اون می آره می ذاره جاش. بعد از اینکه پسره از بازار

می یاد، مادرش از حمام می یاره، سوار می کنه و می بره خونه.

خوب که دقت می کنه می بینه الاغش عوض شده. میره از حمامى الاغشُ

پس بگیره. حمامى پس نمیده و کارشون به محمکه (دادگاه) می کشه.

از طرفى چون حمامى شناخته شده‌تر و معتمدتر بود توى شهر، قاضى

حکمُ به‌نفع حمامى میده و پسر دست از پا درازتر برمیگرده خونه. 
 
بعد از چند روز، پسر می خواسته پَر سومُ به باد بده و یه تقاضاى

دیگه کنه، مادرش جلوشِ میگیره، میگه اِندفعه بذار من این تقاضا

رُ بکنم. مى‌ره و پرِ به باد مى‌ده تقاضاى یه مِرکوب مى‌کنه که هر

موقع بهش گفتن بکوب هر که جلوش بود بزنه. تقاضا می کنه و مِرکوب

تهیه می شه و پیرزن می ره دم خونه حمومى بهش می گه که الاغ ما رُ

پس بده. حمامى قبول نمی کنه. بعد پیرزن می گه مِرکوب بکوب!

مرکوبم یه چیزیه مثل چکش ـ چکش یا همون مِرکوب می افته به جون

حمومى و شروع می کنه زدن. دیگه داشته حمومى تلف می شده که میگه

صبر کن، الاغتو پسر میدم. 
 
پیرزن الاغُ پس می گیره، سوار الاغ می شه میره دم کاخ فرمانداری.

می رسه اونجا به محافظ قصر میگه که من اون دیگچه‌ام میخوام، اون

دیگمو میخوام پس بگیرم. محافظ به فرماندار می رسونه که یه

پیرزنى اومده همچى تقاضائى میکنه. فرماندار میگه: 'دستگیرش

کنید، زندانیش کنید' . تا میان پیرزن را دستگیر کنن باز پیرزن

میگه که مرکوب بکوب. اون چکش دوباره به‌طرف محافظین میره و همه

رُ می زنه و دست و پاشون رُ می شکنه و میره سراغ فرماندار که

دیگچه رُ بگیره. وقتى که فرماندار موضوع رُ می بینه می ترسه،

دیگچه رُ تحویلش می ده. پیرزنم الاغُ با دیگُ تحویل می گیره می یاد

می ده به پسرش. یه دستم گل یه دستم نرگس، داغت‌ُ نبینم هرگز. 
 
- مِرکوب بکوب

  
- به اهتمام دکتر شین تاکه‌هارا و سید احمد وکیلیان 


- راوى: سید‌رضا رستکار، شغل مهندس مخابرات تهران از

اهالی طالب آباد


- راوى اصلى: پدرزن سیدرضا رستگار، محل گردآورى

طالب‌آباد راگا (شهرری)

 
- نشر ثالث، چاپ اول


- به نقل از: فرهنگ افسانه‌هاى مردم ایران ـ جلد سیزدهم  على

اشرف درویشان ـ رضا خندان (مهابادی)، نشر کتاب و فرهنگ

چاپ اول

محل زندگی راوی قصه در طالب آباد بر روی گوگل مپس را ببینید


ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ] [ ٥:٢٥ ‎ب.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]

توزین با قپان در طالب آباد

در این عکس وسیله ای قدیمی را می بینیم که به آن قپان می گویند که همان باسکول

یا ترازوی امروزی است ودر گذشته برای توزین و وزن کردن محصولات کشاورزی

حجیم ودام های سبک و همینطور که درتصویر می بینید افراد از آن استفاده می شده

است و کسی که مسئول توزین بود را سر قپان می گفتند و در اینجا سر قپان که مباشر

ارباب طالب آباد راگا نیز می باشد را می بینیم که در حال وزن کردن یکی از

کشاورزان که از اهالی طالب آباد راگا می باشد است.

 برای دیدن عکس به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب

[ دوشنبه ۱۳٩٢/۱٠/٩ ] [ ۸:٠٩ ‎ق.ظ ] [ علی سنجری ژوژکیان ]

[ نظرات () ]